یادگیری زبان فارسی

1 min


0

یادگیری زبان فارسی :

زبان فارسی یکی از زبان‌های اصیل در دنیا است و افراد زیادی علاقه مند به فراگیری آن هستند.

 زبان فارسی از دیرباز مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و دانشمندان بوده است به طوری که دانشمندان کتاب ها و نوشته های زیادی را به زبان فارسی منتشر کرده اند.

 

تفاوت زبان فارسی با دیگر زبان ها چیست ؟

یادگیری زبان فارسی نسبت به سایر زبان ها مزایا و معایبی دارد .

برای مثال در زبان عربی ضمایر برای اشخاص متمایز می شود . برای مثال انتَ برای تو ( مذکر ) انتِ برای تو ( مونث ) به کار می رود . این موضوع حتی در انگلیسی زبان هم وجود دارد ، She برای ” زن ” و He برای ” مرد ” استفاده می شود. اما در زبان فارسی این قاعده وجود ندارد و برای ضمیر دوم شخص چه زن و چه مرد از ” تو ” استفاده می شود .

نکته جالب توجه این است که در بیشتر زبان های رایج در دنیا حروف ، بدون نقطه است. اما در الفبای زبان فارسی بیش تر از نیمی از حروف نقطه دارند.

نکته ی قابل توجه دیگر این است که در الفبای زبان فارسی تعداد حروف بیش تر از دو زبان پرکاربرد دنیا یعنی عربی و انگلیسی است . زبان عربی 28 حرف و زبان انگلیسی 26 حرف دارد. این نکته و نکته ی قبل نشان دهنده ی این است که فراگیری زبان فارسی نیاز به تأمل بیش تری دارد.

در زبان فارسی تشخیص اجزای جمله به راحتی امکان پذیر است اما در زبان انگلیسی اجزای جمله به راحتی قابل تشخیص نیستند . در زبان انگلیسی فعل بعد از فاعل قرار می گیرد اما در زبان فارسی معمولا فعل در انتهای جمله قرار دارد. البته بعضی جملات هستند که فعل در انتها قرار نمی گیرد . مثلا این است حقیقت. در این جمله است که فعل جمله است در وسط جمله قرار دارد.

در زبان فارسی جملاتی وجود دارند که فقط فعل در آن ها دیده می شود یعنی فعل هم نقش فاعل و هم نقش مفعول را دارد و به نظر می رسد این ویژگی منحصرا در  زبان فارسی دیده شود. به نکته های زیر توجه کنید .

نکات :

می روم = من می روم

دید = او دید

انجام دادی = تو انجام دادی

هان = به گوش باش

هشدار = آگاه باش

برخیز = بلند شو

از دیگر تفاوت های زبان فارسی با زبان انگلیسی در این است که در زبان ما برای اعضای فامیل نامی قرار می دهیم مثلا عمه ، خاله ، دایی و عمو اما در آموزش زبان انگلیسی برای عمه و خاله از واژه ی aunt و برای عمو و دایی از uncle استفاده می شود .

 

آموزش زبان فارسی مانند یادگیری هر زبانی اول از همه نیازمند آموزش اصول و قواعد آن زبان هستیم تکرار و تمرین به مرور زمان باعث تثبیت مطالب در ذهن شما می شود . در این مقاله زبان فارسی را هم به صورت محاوره‌ ای و هم به صورت رسمی آموزش می دهیم .

در زبان فارسی نیز همانند سایر زبان های رایج دنیا که بسیار پر کاربرد هستند در حالت محاوره ای حتی بعضی از کلمات ادا نمی شوند در نوشتار به صورت محاوره هم به همین صورت است. البته این نوع نگارش خیلی به کار نمی رود . اگر به زبان فارسی کامل مسلط باشید فهمیدن زبان محاوره ای نیز آسان است . یادگیری الفبای فارسی به علت زیاد بودن تعداد حروف ، دارای نقطه بودن و سخت بودن تلفظ نیاز به تأمل بیش تری دارد .

 

حروف الفبای فارسی :

الفبای فارسی سی و دو حرف دارد که در زیر الفبا را قید می کنیم .

الفبای فارسی

توضیحات حروف الفبا :

حروف الفبا در جدول بالا مرتب شد . تلفظ درست آن ها نیز قید شده است تا درک و فهم راحت تر شود. شکل نگارش الفبا در جمله نیز آورده شده است. مثلا  ” ه ” در جمله ی : ” رضا با مادرش به تهران سفر کرد . ”  در این جمله واژه ی ” ه ” دو بار یکی به صورت ” ه ” ( آخر ) و دیگری به صورت ” ــهــ ” ( وسط ) به کار رفته است .

بعضی واژه ها مانند ” واو ”  ” دال ” ” ذال ”  ” ر ”  ” ژ ”  ” ز ”  شکل ابتدایی و انتهایی آن ها شبیه به هم است یعنی فقط حالت ( وسط ) در آن ها چسبان است و  حالت ابتدایی و انتهایی آن ها چسبان نیست به مثال های زیر توجه کنید :                                                     

مادرم سر درد دارد .”  ” رحمت خدا بر سرِ جهانیان است . ” در جمله ی اول واژه ی  ” ر ” چهار مرتبه در جمله به کار رفته است و در همه ی آن ها  ” ر ”  ( وسط ) استفاده شده است . در کلمه ی ” سر ” در جمله ی اول ” ر ” از نوع چسبان ( چسبیده ) است .    

ضمایر در زبان فارسی :

 

ضمیر چیست؟

ضمایر کلماتی هستند که جانشین اسم ها می شوند. یعنی برای پرهیز از بکار بردن زیاد اسم ، ضمیری که مربط به آن اسم است را جانشین آن می کنند.

گاهی نیز ممکن است اسم محذوف ( حذف شده ) باشد اما ضمیر آن در جمله وجود داشته باشد که آن ضمیر نشان دهنده ی همان اسم محذوف است . به جمله ی زیر دقت کنید :

” بهار با وجود او زیباست “

انواع ضمایر :

1 – ضمیر شخصی : این ضمایر به جای اسم به کار می روند که خود بر دو نوع اند :

الف ) ضمیر شخصی منفصل ( جدا )      ب )  ضمیر شخصی متصل

 

 

 

پیوسته

 

گسسته

 

شخص

 

مفرد

 

جمع

 

مفرد

 

جمع

 

اول شخص

 

من

 

ما

 

ـَـ م

 

ـِـ مان

 

دوم شخص

 

تو

 

شما

 

ـَـ ت

 

ـِـ تان

 

سوم شخص

 

او

 

آن ها

ایشان

 

ـَـ ش

 

ـِـ شان

 

نکات :

نکته 1 ) ضمیر سوم شخص مفرد در بعضی مواقع که مخاطب دارای ارزش والایی است از ” ایشان ” استفاده می شود. برای درک بهتر این نکته به جمله ی زیر توجه کنید:

” پیامبر گرامی اسلام سواد خواندن و نوشتن نداشت و ایشان قرآن را حفظ می کردند . “

در جمله ی ” پیامبر گرامی اسلام ”  ” پیامبر ” چون دارای ارزش و مقام والایی است پس از  واژه ” ایشان”   که  ” سوم شخص جمع ” است  به نشانه ی احترام به او استفاده می شود.

نکته 2) همان طور که در جدول بالا نشان داده شد ضمایر به دو دسته تقسیم می شوند : ضمایر متصل و ضمایر منفصل ( گسسته ) کاربرد این ضمایر که از کدام نوع استفاده شود در جمله مشخص می شود . برای روشن شدن بهتر موضوع از یک مثال استفاده می کنم .

  ” من به مدرسه رفتم “

 به این جمله توجه کنید . در این جا در بخش ابتدای جمله ضمیر منفصل ( جدا ، گسسته ) ” من ” به کار رفته است و در بخش انتهای  جمله  ضمیر متصل  ” ـَـ م ” به کار رفته است . این ضمیر متصل به کلمه ” رفت ” چسبیده است و ” رفتم ” را ساخته است .{ رفت + ـَـ م  = رفتم }

 
جملات در زبان فارسی :

جمله ها اساس و پایه هر زبانی را تشکیل می دهند و از کنار هم قرار دادن چند کلمه ، ضمیر و پیش وند ساخته می شوند . در هر زبانی یادگیری جملات در درک بهتر آن موضوع نقش مهمی دارد. در زبان فارسی فهمیدن جملات بسیار مهم است و درک معنی هر کلمه در جمله امکان پذیر است. بعضی کلمات ممکن است در هر جمله معانی و کاربرد های متفاوتی داشته باشند و حتی گاهی آن کلمات به تنهایی معنی جداگانه ای و کاملاً مستقلی از آن که در جمله است داشته باشد.

جمله چیست ؟

همان طور که گفته شد جمله از کنار هم قرار گرفتن مجموعه ای از کلمات ساخته شده است که اگر اجزاء اصلی از آن حذف شده باشد کاملا بی معنی و مفهوم می شود.

اجزای جمله و کاربرد هر یک از آن ها :

هر جمله از دو بخش اصلی به نام های نهاد و گُزاره تشکیل شده است. نهاد چیزی است که درباره ی آن خبری می دهیم و گزاره در واقع همان خبری است که درباره ی نهاد می دهیم .

در هر یک از جملات زیر توضیحاتی درباره ی نقش هر یک از اجزا در جمله ارائه می شود .

  •  علی رفت
  •  احمد به مدرسه بازگشت 
  •  دانش آموزان سخنان معلم را فرا گرفتند
  •  هوای بیرون از خانه کمی سردتر است

با دقت در این جمله ها می توانیم درک کنیم که همه ی این جملات از نهاد و گُزاره تشکیل شده اند حال این نهاد و گزاره می تواند از یک گروه اسمی تشکیل شده باشد یا می تواند فقط از هسته گروه اسمی یا گروه فعلی ساخته شده باشد.

 

  1.  جمله ای ساده است یعنی نهاد از هسته گروه اسمی “علی” و گزاره از هسته گروه فعلی ” است ” ساخته شده . این دسته از جملات را ” جملات ساده بدون وابسته ” می گویند.
  2. در این جمله علاوه بر هسته های گروه اسمی و فعلی وابسته ها نیز مشاهده می شوند . نهاد ” احمد ” هسته گروه اسمی و گزاره را وابسته و هسته با هم می سازند . همان طور که از تعریف گزاره دریافت شد گزاره خبری است که درباره نهاد داده می شود پس پازگشتن به مدرسه خبری است که درباره احمد داده می شود. یعنی احد که هان نهاد جمله است کاری را انجام داده است و آن کار که رفتن به مدرسه است را در جمله ” گزاره ” می گویند . در مورد وابسته ها نیز در ادامه توضیح داده خواهد شد .
  3. در جمله ی سوم بر خلاف جمله شماره 2 نهاد از یک گروه اسمی تشکیل شده است یعنی ” دانش آموزان ”  و گزاره علاو ه بر هسته ، وابسته هایی نیز دارد و طبق تعاریف بالا فرا گرفتن درس به دانش آموزان نسبت داده شده که همان خبر است که درباره نهاد داده شده است .
  4. ” هوای بیرون از خانه کمی سرد است ” اگر به این جمله دقت کنیم متوجه می شویم که هم نهاد و هم گزاره از هسته و وابسته ساخته شده اند . هسته نهاد ” هوای بیرون از خانه ” که خود نوعی گروه اسمی است  و گزاره ” کمی سرد است ” که نوعی گروه فعلی است .

 

حذف نهاد و گزاره از جمله به قرینه :

گاهی نهاد و گزاره از جمله حذف می شوند و مشکلی در مفهوم و درک آن جمله نیست . زیرا نشانه هایی از آن ها (نهاد و گزاره ) در جمله دیده می شود که حتی اگر نهاد  وگزاره اصلی نیز حذف شوند مشکلی در جمله دیده نمی شود .

 

حذف نهاد و گزاره به قرینه لفظی :

 این حذف زمانی اتفاق می افتد که دو جمله از طریق ( با ، که ، و ) به هم وصل شده باشند در این صورت می توان نهاد را و یا حتی گزاره را از جمله حذف کرد

” فاطمه به بازار رفت و برای خودش یک دفترچه خرید. “

” فاطمه به بازار رفت ” به تنهایی یک جمله محسوب می شود و از طریق ” و ” به جمله بعدی یعنی ” برای خودش یک دفترچه خرید ” متصل شده است. در این جمله اگر واژه ” فاطمه ” از جمله دوم حذف نمی شد به این شکل د رمی آمد :

” فاطمه به بازار رفت و فاطمه یک دفترچه خرید. “همان طور که مشاهده کردید ” فاطمه ” از جمله دوم حذف شده است . زیرا همین واژه عینا در جمله اول وجود دارد. این نوع حذف نهاد و گزاره را ” حذف به قرینه ی لفظی ” می گویند زیرا آن کلمه عینا در جمله ی اول وجود دارد و حذف آن  از جمله دوم ذدون هیچ گونه ایراد و اشکال دستوری انجام می شود.

 

حذف نهاد و گزاره به قرینه ی معنوی :

نوع دیگری از حذف نهاد و گزاره وجود دارد که به آن ” حذف به قرینه ی معنوی ” می گویند . برای درک بهتر به مثال های زیر توجه کنید :

” دیروز به خانه دوستم رفتم و کتابش را پس دادم “

در حقیقت منظور این بوده است : ” دیروز به خانه دوستم رفتم و کتابش را به او پس دادم . ” اما واژه ” به او ” حذف شده است یعنی خود خواننده می تواند درک کند که مفهوم چیست و دیگر نیازی به قید کردن آن نداریم . این نوع حذف را در جمله ” حذف نهاد و گزاره به قرینه ی معنوی ” می گویند .

مثالی دیگر : ” علی صبح به مدرسه رفت و ساعت 2 بازگشت ” به نظر می رسد اصل جمله به این صورت است:  ” علی صبح به مدرسه رفت و ساعت 2 از مدرسه بازگشت ”  واژه  ” از مدرسه ” به قرینه ی معنوی حذف شده است .

 

وابسته ها و انواع آن ها در زبان فارسی :

آیا تا به حال با خود فکر کرده اید وجود وابسته در جمله ها چه اهمیتی دارد ؟ آیا حذف آن ها از جمله مشکل ساز می شود ؟ آیا کمک به درک بهتر موضوع می کند؟  

وابسته های پسین و پیشین:

هر گروه اسمی از یک هسته به عنوان اسم و وابسته های پیشین و پسین تشکیل شده است که می تواند هم پسین و هم می تواند پیشین باشد یعنی یک اسم هم وابسته پسین و هم وابسته پیشین داشته باشد.

” این کتاب خواندی ارزان است . ” در این جمله هر دو نوع وابسته دیده می شود . ” این ” از نوع وابسته پیشین و ” خواندنی ” از نوع وابسته پسین است.

نکته ای باید به آن توجه شود این است که  ” این کتابِ خواندنی ” گروه اسمی است و در این گروه اسمی ” کتاب ” هسته است . همیشه باید به این نکته توجه داست که هسته ی گروه اسمی اولین کلمه ای است که ” نقش نمای اضافه ” می گیرد . پس ” کتاب ” اولین کلمه ای است که نقش نمای اضافی گرفته است.

” کتابِ خوبِ من ” بنظر شما در این جمله هسته گروه اسمی کدام است ؟ کدام وابسته ها در این جمله دیده می شود ؟

همان طور که در بالا توضیح داده شد اولین کلمه قبل از نقش نمای اضافه هسته است اما این مثال تفاوت هایی نیز دارد . در وابسته ای که دیده می شود از نوع پسین است . ” خوبِ من ” پس می فهمیم که دو تا وابسته وجود دارد.  ” خوب ” ” من ” در این شرایط می گویند وابسته به وابسته اضافه شده است . هنگامی که دو تا وابسته در کنار هم و بلافاصله پشت سر هم بیایند می گوییم وابسته به وابسته اضافه شده است .

معمولا وابسته های پسین صفات اشاره هستند ” این ” ، ” آن ” و امثال آن ها که می توانند در شرایطی جایگزین اسم شوند که در آن شرایط آن ها را ” ضمیر اشره ” گویند .

نکته :

” این ، مجید است این پسر ،خیلی باهوش است .”   ” این مجید است او پسرِ خیلی باهوشی است. ” این دو جمله را با یک دیگر مقایسه کنید چه نتیجه ای می گیرید؟ می توان نتیجه گرفت که علامت ” ویرگول ” چه تاثیری در مفهوم جمله می گذارد در جمله اول  ” این پسر” صفت اشاره به ” مجید ” است . اما در جمله دوم هنگامی که ویرگول حذف شد ” او ” فقط اشاره به مجید داشت و پسر هسته گروه اسمی شد.


خوشت اومد؟ با دوستات به اشتراک بذار!

0

عکس العمل شما درباره این مطلب چی بود؟

اوه اوه
0
اوه
:( :(
0
:(
⋋_⋌ ⋋_⋌
0
⋋_⋌
:)) :))
0
:))
3> 3>
1
3>
like like
1
like
شهرزاد ابوالحسنی